السلام عليكم و رحمت الله و بركاته
ان الله و ملئكته يصلون علي النبي ياايها الذين آمنو صلو عليه وسلمو تسليما و انا بعد...
در مورد جناب دكتر ملازاده به آساني نمي توان نظر داد.ايشان شخصي هستند كه به ظاهر فقط با جمهوري اسلامي مخالفت دارند اما اينكه از چه جناحي تامين و تقويت مي شوند هيچ مشخص نيست.نكته غير قابل ترديد آن است كه ايشان در ارائه مطالب و پاسخ گويي به مخطبين خود مصالح و منافع يهود را به دقت مد نظر داشته و بسيار دقت دارند كه قدمي خلاف ميل آنان برندارند.بر اين مدعا نكته اي را تحت عنوان دليل عرضه مي داريم.آنكه در پاسخ گويي به ايميلي كه در مورد ذوالقرنين از ايشان پرسيده بودند.ايشان پاسخي بدين مظمون ارائه دادند:
"در مورد منظور قرآن از ذوالقرنين نظرها متفاوت است.آقاي...(نام و نشان نويسنده اي را گفت كه خاطرم نمانده است ولي ايراني بود)در كتاب ...(نام كتاب را نيز ذكر كرد) گفته اند كه منظور قرآن همان كورش هخامنشي است.كساني ديگر (مشخص نكرد چه كساني و در كدام مرجع) گفته اند منظور يكي از فراعنه مصر است.والله اعلم.."
ايشان نگفتند كه ناصر پورپيرار با ارائه تصويري از سكه اسكندر مقدوني كه نيمرخ اسكندر با يك شاخ را بر خود داشت،ثابت كرده كه ذوالقرنين (صاحب دو شاخ) در تمام تاريخ فقط مي تواند اسكندر مقدوني باشد ولاغير.البته شايد بفرماييد ايشان دست نوشته هاي ناصر پورپيرار را يا نخوانده يا تاييد نمي كند ولي ما بر اين گمانيم كه ايشان مصالح و منافع يهود را در نظر داشته اند.دشمني يهود با اسكندر از آن جهت است كه اين ابرمرد تاريخ قاتلان پوريم را چنان آواره نمود كه به درازاي بيست و پنج قرن و تا همين جنگ جهاني دوم بي سرزمين و دربه در زيستند.يهود به دروغ تبليغ كرده كه اسكندر تخت جمشيد نيمه ساخته را به آتش كشيد اما او بساط نسل كشان پوريم را آتش زد.
جداي از آن دست آويز جناب ملازاده همان احاديث و روايات مجعول است كه سقم و صحت هيچ يك را عقل سليم نمي پذيرد و اكثريت قريب به اتفاق آنان را يهوديان و در همين قرون اخير جعل كرده اند.روزي ان شاءالله با استناد به آيات قرآن ثابت خواهيم نمود كه محمد اين مرد بزرگ تاريخ بشريت اجازه صدور حديث را نداشته مگر كه وحيي از طرف خدا دريافت كند.
بسم الله و السلام علي رسول الله و علي آله و اصحابه اجمعين الي يوم الدين و اما بعد قال الله تعالي في محكم قرآنه اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا
[وظيفه من] تنها ابلاغى از خدا و [رساندن] پيامهاى اوست و هر كس خدا و پيامبرش را نافرمانى كند قطعا آتش دوزخ براى اوست و جاودانه در آن خواهند ماند
مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ
بر پيامبر [خدا وظيفهاى] جز ابلاغ [رسالت] نيست و خداوند آنچه را آشكار و آنچه را پوشيده مىداريد مىداند
وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
و اگر تكذيب كنيد قطعا امتهاى پيش از شما [هم] تكذيب كردند و بر پيامبر [خدا] جز ابلاغ آشكار [وظيفهاى] نيست
وَمَا عَلَيْنَا إِلاَّ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ
و بر ما [وظيفهاى] جز رسانيدن آشكار [پيام] نيست
فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ
آيا جز ابلاغ آشكار بر پيامبران [وظيفهاى] است
صدق الله الظيم و نحن من الشاكرين
در باب وظيفه پيامبران خداوند هرگز هيچ وظيفه اي جز ابلاغ روشن را بر هيچ يك از پيامبرانش از آدم تا خاتم تعيين نكرده است.هر كس مي خواهد راه پيامبران را دنبال كند هيچ بر او نيست مگر ابلاغي آشكار.اين مهم بر دانايان است امروز نه بر ملايان چرا كه ملايان در طول تاريخ در مقابل همه پيامبران خود را رسوا كرده اند و آخرين نمونه كاسه ليسي يك ملا را در بلاگ تفسير آيات مهجور مي خوانيد. مي بينيد كه چگونه به بهانه تفسير آيات خدا را به منظور بهره برداري سياسي به نفع گروهي خاص تحريف نموده است.او كه از خدا شرم نكرده ما را به خدا دعوت نداده كه با خدا فريب مي دهد.خداوند بر او رحم كند.ما از همه كنگيان در خواست مي كنيم كه براي هدايت اين شخص دست به دعا بردارند پيش از آنكه عذاب خدا نازل شود إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
بسم الله و السلام علي رسول الله و علي الذين آمنو معه
قال الله تعالي في محكم قرآنه
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الِّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿آل عمران21﴾
كسانى كه به آيات خدا كفر مىورزند و پيامبران را بناحق مىكشند و دادگستران را به قتل مىرسانند آنان را از عذابى دردناك خبر ده (21)
در اين جا حقير مي خواهد ادعا كند كه مترجم و مفسر اين آيه و هر تفسيري كه اين مدعا را در ترجمه فارسي خود ارائه دهد با نهايت نيرنگ به مقاتله با اهل ايمان برخواسته و در كار دروغ بستن به خدا هستند.مفسر كثيف در اين آيه ادعا مي كند كه كساني پيامبران خدا را به قتل مي رسانده اند.واژه يَقْتُلُونَ را در اين جا كشتن معني مي كنند تا بنوانند دستور قتال در قرآن را به دستور كشتار ترجمه كنند.ما در اين جا اين سئوال را مطرح مي كنيم كه اگر يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ به معني كشتن پيامبران است پس حداقل يك پيامبر را نام ببريد كه كشته شده باشد.در قرآن سرگذشت سي و اندي پيامبر آمده ولي هيچ كدام از آنها كشته نشده اند حتي عيسي بن مريم هم كه مسيحيان ادعاي مصلوب كردنش را دارند به تاييد قرآن كشته نشده است.پس چگونه مفسر پليد اين واژه را به كشتن ترجمه مي كند.آيا غير از اين است كه او در كار دروغ بستن به خداست؟اندكي تامل در آيه زير دست پليد ملايان كذاب را بيشتر رو مي كند.
ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُواْ كَذَلِكَ حَقًّا عَلَيْنَا نُنجِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿103﴾يونس
سپس فرستادگان خود و كسانى را كه گرويدند مىرهانيم زيرا بر ما فريضه است كه مؤمنان را نجات دهيم
اگر خداوند نجات مومنان و در راس آنها پيامبران خويش را بر خود فريضه مي داند پس چگونه ملايان كثيف ادعاي قتل نبي مي كنند؟آيا اين تحريف معناي قرآن نيست؟آيا هنوز به اين نتيجه نرسيده ايد كه قتال در قرآن به معناي جنگ بدني و كشتن ديگران نيست؟پس يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ به چه معناست؟معنا واضح است.كساني به ناحق عليه پيامبران در عرصه انديشه به قتال برخاسته اند و آنان را تكذيب نموده اند.ادعايي كه قرآن بارها و بارها مطرح كرده است.اگنون شما مي توانيد تفاسير موجود را ورق بزنيد و ببينيد كه چگونه همگي آنها يك دست و يك صدا همان ترجمه دروغ را به خورد مردم ناآگاه مي دهند.ازكسي كه به نام احمد در مقاله پيشين كامنت گذاشته بود دعوت مي كنيم در بين همه تفاسير يكي را به عنوان مثال بياورد كه در اين دروغ بزرگ سهيم نباشد.همه آنها كثيفند.همه آنها پليدند.همه آنها دنباله رو آن عتيق نيشابوري هستند كه او را پدر تفسير خوانده اند.او نيز يك يهودي كثيف است.كسي كه خداوند در كتاب بر حق خويش او را نجس خوانده است.مي بينيد چگونه كسي را كه خداوند نجس قلمداد كرده به عنوان پيشواي خود برگزيده اند؟پس بدانيد و بپذيريد كه همه ملايان بلااستثناء نجس اند از آنها بعضي مي دانند و بعضي نمي دانند و روزي خواهد رسيد كه فرياد برآورند يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا
السلام عليكم و رحمت الله
الحمد لله و السلام علي رسول الله و علي عباد الله الصالحين
هدف كلي اين مقاله و چند از پي استخراج معناي قتال است از درون متن متين قرآن كريم و رسوايي ملايان كثيفي كه به دستور اربابان پليد خويش و به قصد ايجاد آشوب و اغتشاش در كتاب خدا همه تلاش خود را مجدانه بسيج كرده و بسياري نيز نادانسته و خام خيالانه در دام آنان گرفتار آمده و به جاي تعقل در كتاب خدا همه توان عقلي خود را بر تاي گرد ديگران معطوف كرده اند.
إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ ﴿انفال65﴾
اگر از [ميان] شما بيست تن شكيبا باشند بر دويست تن چيره مىشوند و اگر از شما يكصد تن باشند بر هزار تن از كافران پيروز مىگردند چرا كه آنان قومىاند كه نمىفهمند (65)
در سوره اعراف با دو گونه ملا آشنا شديم گروهي مستكبر كه اقدامات عملي مي كردند و گروهي كافر كه استدلال دروغ مي آوردند.مواجه ما اكنون با كافران است از آن نمونه كه در مقاله پيشين معرفي نموده و قرار است به حول و قوه الهي گروهي از آنان را رسوا كنيم.ورود به اين مبحث پيشاپيش مستلزم گذر از بحث ديگري به نام مكي و مدني بودن سوره هاي قرآن است.اين تقسيم بندي اكثرا و علي الخصوص در مورد سوره البقره به طور عامدانه نادرست است.دو دليل بر اين مدعا عرضه مي داريم:
1-در قرآن هفده بار قيد يسئلونك(مي پرسند از تو)آمده كه طي آن مومنين دوازده سئوال بي تكرار از پيامبر پرسيده اند.از آن دوزاده شش در اين است.پس طبيعتا اين از اولين است.
2-دستور نماز و روزه و حج و انفاق و نهي شراب و منع ربا و مهمتر از همه ايمان به غيب همگي در اين سوره است.پس اين سوره از اولين هاست.
بيش از آن به مشتاقان واگذار است ولي تا همين جا پذيرش مدني بودن اين سوره مردود است.اين سوره را از آن جهت به دروغ مدني مي خوانند كه نزول آن در مكه و در ابتداي بعثت ملايان كذاب را با مشكلات جدي روبرو مي سازد چرا كه بيشتر آيات قتال در اين سوره آمده است.در زماني كه مومنين هيچ گونه توان و آمادگي نظامي نداشته اند ولي ملاي كذابي كه مي خواهد محاربه را به جاي مقاتله دليل نشر اسلام گويد چاره اي ندارد جز آن كه به دروغ اين سوره را مدني بخواند.
وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ(البقره217)
زايل نمي كنند قتال با شما را تا زمانيكه شما را از دينتان برگردانند اگر بتوانند.
پس نتيجه قتال اگر به نفع مشركين باشد آن است كه گروهي از دينشان بر مي گردند مشاهده مي كنيد كه قتال كشته و زخمي ندارد.قرآن نشر اسلام را با مقاتله ذكر مي كند نه محاربه.
فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء (البقره251)
پس آنان را به اذن خدا پس نشاندند و داوود جالوت را شكست داد و خداوند به او پادشاهى و حكمت ارزانى داشت و از آنچه مىخواست به او آموخت
در اين جا ابزار داود در قتال با جالوت علم و حكمت معرفي شده است نه شمشير و گرزو تفنگ.
وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُواْ فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلُواْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ ﴿253البقره﴾
و اگر خدا مىخواست كسانى كه پس از آنان بودند بعد از آن [همه] دلايل روشن كه برايشان آمد به قتال با يكديگر نمىپرداختند ولى با هم اختلاف كردند پس بعضى از آنان كسانى بودند كه ايمان آوردند و بعضى از آنان كسانى بودند كه كفر ورزيدند و اگر خدا مىخواست با يكديگر قتال نمىكردند ولى خداوند آنچه را مىخواهد انجام مىدهد (253)
در اين جا نيز نتيجه قتال را مي بينيد.گروهي ايمان آورده و گروهي كفر ورزيده اند.در اينجا نيز قرآن از كشته و زخمي شدن كسي خبر نمي دهد.قرآن يك معجزه عقلي است.همه جا انسانها را به تعقل فرا مي خواند طبيعي است اگر ادعا كنيم تمام دستورات قرآن مبني بر قتال ستيز در حوزه انديشه است نه نبرد جسم با جسم.مي بينيد كه هر جا سخن از قتال است گرايش انديشه به اين يا آن سو را نتيجه داده است.آيا تعقل نمي كنيد؟
فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ ﴿البقره279﴾
و اگر (چنين) نكرديد، بدانيد به جنگ با خدا و فرستاده وى، برخاستهايد؛ و اگر توبه كنيد، سرمايههاى شما از خودتان است. نه ستم مىكنيد و نه ستم مىبينيد. (279)
اين آيه نيز مشخص مي كند كه خداوند براي كلمه جنگ لفظ حرب را به كار مي برد نه لفظ قتال را و از اين بابت نيز با كسي تعارف ندارد.سطري چند از اين مطلب باقي است كه به لطف الله در مقاله بعد پيش از نتيجه گيري نهايي عرضه خواهيم كرد تا مطلب به درازا نكشد و حوصله ها تنگ نگردد.
السلام عليكم و رحمت الله
بسم الله و الصلات و سلام علي رسول الله
متني كه در زير مي خوانيد گزيده اي از سخنان يك ملاست.اين سخنان توسط ملا محمد تقي عثماني مفتي اعظم پاكستان و نايب رئيس مجمع فقهي جده(عربستان) در مدرسه علوم ديني زاهدان ايراد شده است.ما شما را در اينجا با ميزان دروغ و اغتشاش يك ملا آشنا مي سازيم تا ببينيد چه كساني در كار سست كردن پايه هاي دين اند.
"...كار فهم قرآن مجيد و استنباط احكام از قرآن مجيد و از آيات الهي زماني ممكن است كه رشته اسناد سلسله سند معلم تا رسول الله (ص) برسد.(منظورش اين است كه قرآن بدون احاديث مجعول آنها فهميده نمي شود.قرآني كه خداوند آن را في لوح محفوظ معرفي مي كند،آيا ممكن است اسنادش تا اين پايه مغشوش باشد؟)اگر كسي جز اين ادعايي بكند و تفسير ديگر از كتاب خدا را ارائه بدهد آن تفسير بي سند،آن تفسير بي اساس قطعا مردود است و قابل قبول به هيچ وجه نيست(يعني اگر كسي غير از ما بگويد مردود است.هيچ كس حق تفكر و تعقل در آيات الهي را ندارد.آيا اين مبارزه اي علني با قرآن نيست كه همه جا همه انسانها اعم از مسلمان و غير مسلمان را به تفكر و تعقل در آيات و حتي به مبارزه با خويش فرا مي خواند؟) اما سومين كار حضرت پيغمبر اكرم (ص) تعليم حكمت است.مي فرمايد و يعلمهم الكتاب و الحكمه حضرت رسول الله (ص)به امت تعليم حكمت مي دهد.اينجا نكته اي قابل تدبر است و درسي آموزنده اينجا وجود دارد.معلوم مي شود كه تنها كتاب كافي نيست.(او خجالت كشيد بگويد قرآن براي هدايت بشر كافي نيست.باز هم خداي را شكر كه تا اين پايه احترام قرآن را نگاه داشت.)حكمت را هم بايد فرا گرفت اما بايد دانست حكمت و دانايي(در اينجا حكمت را برابر دانايي قرار مي دهد) تنها با اعتماد بر عقل حاصل نمي شود.هر كس از عقل خودش فقط حكمت را تشخيص بدهد فقط از عقل خود بخواهد مصلحت را بشناسد شناسايي كند (اين هم برابري حكمت با مصلحت در حالي كه هر دو معني دروغ است)چنين عقلي او را به راه ديگري مي برد.اگر عقل به حكمتي غير از حكمت پيغمبر ببرد(حكمت پيغمبر نيز از اختراعات همين ملاي دروغگوست چنين چيزي در قرآن وجود ندارد.حكمت همواره از آن خدا و نازل شده از طرف خدا معرفي شده است.) و سوق بدهد اين گمراهي است هدايت نيست.هر حكمتي و هر مصلحتي (اين هم اصرار ملاي كذاب براي برابري حكمت با مصلحت)كه بدون وحي انسان به طرف آن برود آن گمراهي است چيزي جز گمراهي نيست..."
ملاحظه نموديد چگونه يك ملا با تحريف معناي يك كلمه اغتشاشي بزرگ در دين را پايه گذاري مي كند؟گمان كرده ايد اين ملاهاي هيچ كاره در كنگ هستند كه با دين خدا مبارزه مي كنند؟آنان البته تربيت يافتگاني به همين منظورند.شايد خود هم نمي دانند.آنان قومي لايتفكرونند.در مقاله بعد شما را با ملايي ديگر و اغتشاشي ديگر آشنا خواهيم ساخت انشاءالله.
السلام عليكم و رحمت الله و بركاته
الحمد لله الذي هدانا لهذه ان كنا من قبل لفي ضلال مبين قال الله تعالي في محكم قرآنه اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ ﴿50انعام﴾
بگو به شما نمىگويم گنجينههاى خدا نزد من است و غيب نيز نمىدانم و به شما نمىگويم كه من فرشتهام جز آنچه را كه به سوى من وحى مىشود پيروى نمىكنم بگو آيا نابينا و بينا يكسان است آيا تفكر نمىكنيد (50)
قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿اعراف188﴾
بگو جز آنچه خدا بخواهد براى خودم اختيار سود و زيانى ندارم و اگر غيب مىدانستم قطعا خير بيشترى مىاندوختم و هرگز به من آسيبى نمىرسيد من جز بيمدهنده و بشارتگر براى گروهى كه ايمان مىآورند نيستم (188
وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ ﴿انعام59﴾
كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمى داند (59)
وَيَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ﴿20﴾(يونس)
و مىگويند چرا معجزهاى از جانب پروردگارش بر او نازل نمىشود بگو غيب فقط به خدا اختصاص دارد پس منتظر باشيد كه من هم با شما از منتظرانم (20)
وَلاَ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلاَ أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلاَ أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ ﴿31﴾ هود
و به شما نمىگويم كه گنجينههاى خدا پيش من است و غيب نمىدانم و نمىگويم كه من فرشتهام (31)
با آرزوي قبولي طاعات و عبادات دوستان اين مقاله با عنايت به اشارات صريح قرآن اين نتيجه گيري را ارائه مي دهد كه پيامبر غيب نمي دانست.او يك يك انسان معمولي بود و خوي فرشتگان نداشت اما در حديث دروغين خير القرون كه از قول رسول خدا مي گويند بهترين قرنها سه قرن است قرن من ،قرن بعد از من و يك قرن بعد از آن ملاحظه مي كنيم كه چگونه رسول خدا را به غيبگويي واداشته اند.در اين جا پيامبر به راحتي سيصد پس از خود را پيش بيني كرده است.اين تضاد آشكار با كتاب خدا را فكر مي كنيد چه كساني توليد كرده اند؟باسوادها يا ملاها؟ هركس چنين كرده مطمئنا در رديف كساني قرار مي گيرد كه به خداوند تهمت دروغ مي زنند و آيات خدا را تكذيب مي كنند.پيشتر هم در بلاگ كودي تلخو حديثي مجعول را از قول عايشه عنوان كردند كه پيامبر ده روز رمضان را در مسجد اعتكاف مي نمود در حالي كه قرآن چنين دستوري را صادر نكرده است.بر عاقلان است تا دروغ گويان را بشناسند و از آنان تبري جويند.
بسم الله و الصلوات علي رسول الله
السلام عليكم و رحمت الله
اين مقاله قصد دارد با نگاهي به آياتي از سوره الاعراف گوشه هاي نهفته اي از راز ملاها را آشكار كند.
لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿59
نوح را به سوي قومش فرستاديم.گفت اي قوم خدا را عبادت كنيد.خدايي غير از او نيست.من بيمناكم براي شما از عذاب روزي بزرگ.
قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ ﴿60
ملاهاي قومش گفتند تو را در گمراهي آشكار مي بينيم.
وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلاَ تَتَّقُونَ ﴿65﴾
و به سوي عاد برادرشان هود را.گفت اي قوم خدا را عبادت كنيد.خدايي غير از او نيست.آيا تقوا نمي كنيد؟
قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي سَفَاهَةٍ وِإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿66﴾
ملاهاي كافر از قوم او گفتند تو را ديوانه مي بينيم و به تو گمان دروغ داريم.
وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ(73)
و به سوي ثمود برادرشان صالح را.گفت اي قوم خدا را عبادت كنيد خدايي غير از او نيست برايتان از پروردگارتان نشانه هايي آورده ام...
قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ(75)
ملاهاي متكبر قومش گفتند....
وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ(85)
و به سوي مدين برادرشان شعيب را.گفت اي قوم خدا را عبادت كنيد خدايي غير از او نيست.
قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَكَ(88)
ملاهاي متكبر قومش گفتند اخراج مي كنيم تو را اي شعيب و هر كه با تو ايمان آورد.
وَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْباً إِنَّكُمْ إِذاً لَّخَاسِرُونَ ﴿90﴾
و ملاهاي كافر قومش گفتنداگر از شعيب تبعيت كنيد زيانكار خواهيد بود.
مي بينيد چگونه همه جا اين ملاها هستند كه در مقابل دعوت ناصحين قد افراشته و مستكبرانشان با تهديد و ترعيب و كافرانشان با دروغ و تزوير يصدون عن سبيل الله كرده اند.همين ملاها بر منابر رفته و جوانان عرق خور را مايه فروپاشي دين معرفي كرده و گستاخ تر از آن همين جماعت دليل وقوع سونامي را هم عشق بازي دختر و پسران نوسن و سال بيان مي كنند اين در حالي است كه خداوند خودشان را مانع تراشان بر سر راه دين خود معرفي كرده است.آيا قرآن را قبول نداريد؟
الحمد لله و نحمده ونستعينه و نستغفره و نؤمن به و نتوكل عليه و نعوذ بالله من شرور انفسنا و من سيئات اعمالنا من يهده الله فلا مضل له و من يضلله فلا هادي له و اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان سيدنا و نبينا و مولانا محمدا عبده و رسوله صلي الله تعالي عليه و علي آله و اصحابه وبارك و سلم تسليما كثيرا اما بعد فاعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرجمن الرحيم
وَلَكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ ﴿103
|
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ ﴿104﴾ |
|
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ |
آمنت بالله صدق الله مولانا العظيم و صدق رسوله نبي الكريم و نحن علي ذلك من الشاهدين و الشاكرين و الحمد لله رب العالمين
|
ولي كساني كه كفر ورزيدند به خدا دروغ مي بندند و بيشترشان تعقل نمي كنند.(103)و چون به آنان گفته شود به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر[ش] بياييد مىگويند آنچه پدران خود را بر آن يافتهايم ما را بس است آيا هر چند پدرانشان چيزى نمىدانسته و هدايت نيافته بودند (104) |
|
|
|
اى كسانى كه ايمان آوردهايد خود مسئول خود هستيد هر گاه شما هدايتيافتيد آن كس كه گمراه شده است به شما زيانى نمىرساند بازگشت همه شما به سوى خداست پس شما را از آنچه انجام مىداديد آگاه خواهد كرد (105) |
با سلام خدمت ياران
اين است كتاب روشنگر خدا كه مي خواند همه را به تحقيق و تفحص و پرهيز از تاكيد بر ميراث فرهنگي پيشينيان.از اين آيات چنين بر مي آيد كه همواره كساني هستند كه به خدا دروغ نسبت مي دهند و آن را لباس حق مي پوشانند.تنها كتاب درست كه در همه زمانها مورد اعتماد است،كتاب خداست.چگونه است كه همه كتابها را مي خوانند و نمي بوسند ولي كتاب خدا را مي بوسند و نمي خوانند؟همواره به ديگران احتمال خطا بدهيد.اگر كسي ندانسته به خطا بيفتد خودش مسئول است و اگر هدايت يابد كسي نمي تواند به او زيان برساند و بازگشت همه به سوي خداوند است.